وندور

1. داستان کسب‌وکارتان

نمایندگان فروش شما، به عنوان اولین کسانی که با مشتریان ارتباط برقرار می‌کنند، در واقع سفیران برند و شرکت شما هستند. آن‌ها شهرت شما را می‌فروشند حتی مهم‌تر از آن‌، آن‌ها داستانی را برای مشتریان تعریف می‌کنند که شما چه کسی هستید، چگونه به این جایگاه رسیده‌اید و می‌خواهید چه کار کنید. هر برندی نیازمند یک داستان و روایت است. تمام فروشندگان شما باید داستانتان را بشناسند و بتوانند آن را با مشتریان بالقوه‌تان به اشتراک بگذارند. فروشندگان ما می‌دانند که شرکت‌مان در اصل یک شرکت خانوادگی بوده است و ما آنقدر جاه‌طلب بوده‌ایم که آن را گسترش داده‌ایم. آن‌ها از نگرش ما با خبرند و می‌توانند پیام ما را به همان شکلی که اگر من خودم فروشنده بودم، به مشتریان منتقل می‌کردم، به آن‌ها منتقل کنند.

2. فرهنگ شرکت شما

هر چقدر هم که محصولتان عالی باشد، اگر فرهنگ شرکتی قوی‌ نداشته باشید، هیچ فایده‌ای نخواهد داشت؛ به عنوان مثال وقتی مشخص شد که فرهنگ مسمومی (نژادپرستی و تبعیض جنسیتی) در پس نرم‌افزار اوبر وجود دارد،‌ بخشی از مخاطبان، دیگر از آن استفاده نکردند. اگرچه بعضی از شرکت‌ها فکر می‌کنند که می‌توانند فرهنگ بد خود را بپوشانند، حقیقت تلخ آن‌ها خیلی زود و به محض روبه‌رو شدن با فروشندگان، ‌برای مشتریان رو می‌شود. پس فروشندگان،‌ سفیران فرهنگ شما هستند. آن‌ها باید همه تلاش‌شان را بکنند تا ارزش‌ها و نگرش‌های شرکت شما را به مشتریان انتقال دهند. مشتریان دوست دارند بدانند که در پشت صحنه کسب‌وکارتان، ‌همه چیز به خوبی و در صلح و آرامش صورت می‌گیرد.

اگر قرار باشد از شما خرید کنند، به این معنا است که باید به طور مرتب با کارکنان شرکت‌تان در ارتباط باشند. در واقع مشتریان به شکلی، تبدیل به بخشی از فرهنگ شما می‌شوند. ارائه کردن فرهنگ به مشتریان به معنای اثبات کردن این است که کسب‌وکارتان، هم در ظاهر و هم در باطن، کسب‌وکار خوب و شرافتمندی است.

3. تیم کاریتان

نمایندگان فروش شما در خط مقدم کسب‌وکارتان قرار دارند؛ اما گروه کاری‌تان افراد بیشتری را در بر می‌گیرد. هر چه کسب‌وکارتان رونق بیشتری پیدا می‌کند، باید دیگر کارمندانتان نیز به سفیران شما تبدیل شوند. مشتریان می‌خواهند بدانند که دارند با افراد قابل اعتماد، توانا و مهربانی کار می‌کنند که برای کارشان ارزش قائل هستند، در حیطه کاری‌شان تخصص کافی دارند و خود را متعهد می‌دانند تا همیشه کارشان را به خوبی انجام دهند.

اگر مشتریانتان از فروشندگان شما سوالاتی در مورد دیگر اعضای تیم بپرسند، هیچ تعجبی ندارد. ممکن است این سوالات را بشنوید:
چه کسانی محصولات را تولید می‌کنند؟ چگونه؟
چه کسی مسئولیت کسب‌وکار را به عهده دارد؟
اگر در هنگام استفاده از محصولات به مشکلی برخوردم، چه کسی پاسخگو خواهد بود؟

4. فرآیندها و خدمات‌تان

فروشندگان باید از فرآیند کارهای شرکت باخبر باشند. این به آن معنا است که کارمندانتان باید نمایندگان فروش را در جریان خبرها و نحوه انجام شدن کارها قرار دهند و سوالاتی را که ممکن است مشتری بپرسد، با فروشندگان هماهنگ کنند. زمانی که نمایندگان فروش از این جزئیات با خبر شوند، می‌توانند عملکردی جادویی از خود نشان دهند.

5. حقیقت

آخرین مورد، که اهمیتی برابر با بقیه موارد دارد،‌ این است که اعضای تیم فروشتان افراد صادقی باشند. بسیاری از فروشندگان هستند که به هر اغراق یا داستان بی‌پایه‌ و‌ اساسی متوسل می‌شوند تا چیزی را بفروشند؛ اما آن‌ها پیامدهای این کار را در نظر نمی‌گیرند و نمی‌دانند که مشتری را برای همیشه از دست می‌دهند یا حتی ممکن است با مشکلات قضایی مواجه شوند.

به همین دلیل شما باید اطلاعات به‌روز و زیادی را به فروشندگانتان بدهید تا از بروز هرگونه مشکل جلوگیری کنید. به اعضای تیم فروشتان اهمیت زیادی بدهید و برای آموزش آن‌‌ها، بودجه‌ای را اختصاص دهید.

دیدگاهتان را بنویسید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلد های ضروری مشخص شده اند *

ارسال نظر